امپراتور پياپي از سلسلهٴ منچو، يعني شيه تسونگ و كائو تسونگ، باني مجموعهٴ آخري شدند (1735 ـ 1737). از اين دوازده مجموعه، نه تا مربوط به پيش از سدهٴ چهاردهم است. علاوه بر مجموعهٴ سال 520، از سال 594 تا 1600 دوازده مجموعهٴ ديگر از آثار بودايي فراهم شد، آخرين مجموعهٴ آن (در سال 1600) آخرين شماره در ((مجموعهٴ مينگ)) است (شمارهٴ 1662)، كه نانجيو آن را بررسي كرده. تريپيتاكاي چيني اول بار در سال 972 چاپ شد و چهار چاپ ديگر آن ((كتابخانهٴ)) وسيع پيش از پيدايش سنت چاپ در غرب، در چين انتشار يافته بود! نانجيو از سيزده چاپ در چين، كره و ژاپن نام ميبرد. از آن پس دست كم سهتاي ديگر منتشر شد: 1) آنچه توسط زوكيو شوئين در كيوتو انتشار يافت (تكميل شده در سال 1912)، شامل 1700 اثر در 7140 جزوهٴ چاپي؛ 2) چاپي كه به هزينهٴ آقا و خانم هاردون صورت گرفت (شانگهاي 1913)؛ 3) تائيشو ايسائيكيو (يا تائيشو شينشو دائيزوكيو) چاپ ج. تاكاـ كوسو و ك. واتانابه (توكيو 1924 ـ 1929) شامل 2184 اثر در 55 مجلد، هريك قريب 1000 صفحه.1 اين مجموعه اخيراً (1934) به 100 جلد رسيده بود؛ يعني 85 جلد شامل 3053 متن چيني (ترجمه يا اصل)، 12 جلد تصاوير، 3 جلد فهرستها.2 تريپيتاكاي اصلي به زبان پالي به سه ((زنبيل)) تقسيم شده (انضباط، مواعظ و مابعدالطبيعه)، كه سومي آن (دارما، آبيدارما) براي ما مهمترين بخش است، چون از آگاهي و علم (طبيعيات)، همچنين از مابعدالطبيعه بحث ميكند؛ ولي مجموعههاي چيني بهخاطر گرايش به جامعيت، يك ((زنبيل)) چهارمي هم، بهنام تسا تسئانگ (گنجينهٴ مخلوط) لازم داشتند، كه در آن آثار گوناگون موٴلفان هندي و چيني را گردميآوردند.3 بنابراين، نه تنها به ترجمه از سانسكريتي ادامه دادند، بلكه چندتايي هم اصلاً به چيني نوشته شد. برخي از اين آثار خودشان يك متن مستقل بهمفهوم عادي نيستند، بلكه وسيلهاي براي مطالعهٴ متنها هستند، مانند آن سيزده مجموعهاي كه قبلاً ذكر شد و يك واژهنامهٴ سانسكريتي ـ چيني (نانجيو، شمارهٴ 1640) تأليف فا يون (دوزدهم ـ 2).4 اين تفاوت ديگري را كه ميان به اصطلاح شريعت